پشت هر ايست ، يک نايست به من امر ميکند.

... من فراری تمام ی پادگان های زمينم...

( دوستم : کوروش رنجبر )

/ 11 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینی ژوپ

لطف داری شما..هم اکنون جبران ميشه! :)

ماماني

خدايا مي شه من يه روز برم يه کلاس عکاسی

ليلای

من فراری تمام عشق های روی زمينم .

ماماني

سلام...ممنون که اومديد پيشم اما گويی اشتباهی پيش اومده ٬ من هرگز برای صحبت کردن با خدا لقمه رو دور سرم نمی چرخونم..اصولاْ اعتقاد دارم که خدا انقدر مهربونه که با هيچ گناهی نمی شه ازش دور شد. هرگز از محمد ٬‌علی ٬ عیسی یا هر نیک و بد دیگه ای برای صحبت با اون استفاده نمی کنم. اما در بارهء محمد ٬‌محمد برای من يه نقطهء‌مهربونيه.. هرگز اعتقادی به توسل به ائمه ندارم . خدا يک راه شخصيه... اون مطلب رو هم برای کسانی نوشتم که دوست دارن به من بگن محمد بده ٬ خشنه و هزار چيز ديگه...شايد باشه.. اما محمدی که من دوسش دارم اون نيست

گل سنگ

و ديدی مطالبی با محتوای غير عکاسی هم از دهنت می پرد.

آلیوس ماکسیموس

سلام... ما همه فراری هستيم! ..... در مورد سوالتون هر جور راحتی!!!‌ فقط لطفا آپديت ميکنی يک پينگ بکن که ما بفهميم!!!! قربانت!

محمد جواد طواف

من زندانی تمام پادگان های زمینم، مدام به دام می افتم... راه گریزی نیست انگار...

بابالنگ دراز

ايستگاه به ايستگاه ... زمين به زمين ... پادگان به پادگان ... همه جا را گشتم تا خودم را بيابم ... اما همه جا من فرار کرده بودم و هيچ عزائيلی نبود تا مرا کت بسته تحويل دهد ... نمی دانی کحايند ماموران رژيم ؟