به مورچه ها سپرده ام آهسته تر قدم بردارند تا خوابهای طلائی ات برهم نريزد !

... ملکه شان حرف مرا می فهمد !! ...

/ 10 نظر / 5 بازدید
ايمان

سلام .. جمله های نغز و زيبايی داری .. قشنگن ....

راشنو

بازار مورچه ها داغ است ها! تا امروز من نديدم لحن نوشته هات خارج از مهربونی باشه!آخه چرا؟

کيا

برايتان تحفه ای دارم ... در راه است... انتخاب سختی بود...

Silverboy

خوش به حالش و البته حالت ...!

ساحل

چه جالبه که حتی نوشته هات فريم داره.يعنی کادر بندی شدن!!!منم نوشته هام همه تصويری هستن چون نقاشی ميکنم. موفق باشی.